خرید بک لینک

درباره سایت

976

امکانات وب

امشب آخرین مهلت استفاده‌م از ۱۰۰ گیگ اینترنت هدیه ی همراه اوله اگه از بی خوابی هم بمیرم صبر میکنم تا ساعت ۲ بشه همه شو استفاده کنم . + گفتم مامانم میاد یکم کارام سبک میشه سنگین تر شد، انقد مریضه اصلا روم نمیشه بزارم کاری کنه . ( انگار همین کروناست که میگن دوباره شایع شده ، نمی‌دونم ‍♀️ ) + بعد از صد قرن یه سفارش طراحی اومد با این لپ تاپ نوینه زدم، منتظر نظر مشتری‌ام . + انقد سرپا بودم و خستم تمام واریسام برجسته شده و زده بیرون ، میترسم پاهامو

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 6:55

Piffle 3211 احتمال زیاد تا ۲۷ٱم بیام سرکار. قنادی داره جمع میشه. دیگه این آخریا انگار روی شونه های من بود و دست تنها همه ی کارا رو هندل میکردم ، من گفتم با آغاز کلاسام نمیتونم دیگه با این حجم کار ادامه بدم ، البته که حقوقمم واقعا زیاد نبود ، از اسفند تا حالا که چس‌مثقال هم نتونستم پس‌انداز کنم ( دروغ نباشه فقط یه النگو سفارشم ) . چون صاب کارم دوتا صنف دستشه بابت همین میخواد جمع کنه و بیشتر به اون بپردازه. خیلی وقته این قصد رو داره چون وضعیت بازارهای صنف قنادی افتضاحه اما حماادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 6:55

Piffle 3212 احساس دلتنگی برای شغل قنادی؟ حقیقتا که ندارم ، قنادی فقط اولش برام پر از یادگیری و شور و شوق بود. پر از تجربه ی ناشناخته‌های به‌روز از یه جایی به بعد یه روتین اجباری طاقت فرسا بود که احساس میکنم فقط فرسوده‌م کرد. / شاید بعداً که از بی پولی شپش توی جیبم جفتک بندازه دلتنگش بشم. این احساس الانمه حتی دوساعت بعدمو نمی‌دونم. / آره عزیزم من به شدت آدم مودی هستم و با سرد شدن هوا و کوتاه شدن روزا بدتر هم میشم. / فقط الان حوصله ی هیچ‌کس و هیچ‌چیزی رو ندارم حتی حوصله ندارم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: جمعه 20 شهريور 1405 ساعت: 6:55

3149 دیشب قسمت ده از سوپرنچرال رو دیدم . داشتم می‌خوابیدم که باز ترسیدم انگار چیزی توی اتاقه رفتم پیش مامانم خوابیدم به بهانه ی اینکه اتاقم گرمه و دستام درد می‌کنه ماساژ بده. باد کولر مستقیم میزد بهم باز بینی‌م گرفته و حالتای سرماخوردگی برگشته.من تقریبا تازه یه ساله عادت کردم تنها توی اتاق بخوابم قبلا همیشه باید پیش کسی می‌خوابیدم، از تنهایی خوابیدن می‌ترسیدم. البته به جز اون موقع که رامین زنده بود که مجبور بودم توی اتاق بخوابم. حالا این سریال باز داره کاری می‌کنه من بترسم. نمی‌دونم ادامه بدم ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 2:24

3150 دیروز فیلم Paris.Texas.1984 رو هم دیدم. به پیشنهاد یکی از دوستان بلاگفایی. من کلا زیاد اهل فیلم سینمایی دیدن نیستم مگر اینکه شاهکاری مثل Cruella باشه. اما این فیلم بسیار کند بود و باب میل من نبود. من حاضرم ۲۵۰ قسمت از یک سریال که جزییات ماجرا رو نشون میده و روندش هیجانی و تنده رو ببینم اما دو ساعت یه سینمایی که جزییات رو به من نشون نمیده و خیلی ملو هست رو نبینم. البته خیلی سکانس های نابی داشت شاید توی این احوالات برام اینقدر روند آروم جالب نبود شاید اگه توی یک موقعیت دیگه ای میدیدم بیشتر ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 2:24

نه این ابرا دیگه میبارن نه من ...رفته خورشید این روزا بیدارم شبم...انگار شعر تتلو باشه .حوصله ندارم. معدم درد می‌کنه با هیچی خوب نمیشه. نمی‌دونم این اسید معده چی میخواد از جونم.دیشب و امشب شبکار بودم... همین امشب به این آهنگ سارن نیاز داشتم. نیم ساعتی اینستاگرام چرخیدم. مه.ناز دوباره ریکوئست داده انگار که با هر ریکوئستی که سالی یه بار میده میخواد گذشته ی تلخمو یادم بیاره. حواسم نبود دستم خورد روی استوری امیر شتابان اومدم بیرون اصلا ندیدم چی بود منتها همین که ببینه من سین کردم خوشم نمیاد همینجوریادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 2:24

دو هفته اس، روزای فرد میرم استخر . یکشنبه نرفتم چون خیلی مریض بودم دیگه.دو سه سال پیش یه ده جلسه آموزشی رفتم. قبل اون من اصلا نمی‌تونستم پامو از کف استخر بلند کنم. یعنی توی عمق ۱/۲۰۰ هم غرق میشدم، فوبیای آب نداشتم ولی خب فقط می‌تونستم راه برم توی آب :) . خلاصه الان هم نمیتونم شیرجه بزنم یا توی آب پشتک بزنم. توی عمیق که اصلا نمیتونم ناگفته نماند که توی همین ۴ متری یکبار داشتم غرق میشدم و یکی از بهترین حسای زندگیم بود . خلاصه فقط در حد همین کرال سینه و کرال پشت توی همون عمق ۱/۲۰۰ که هر لحظه مطمئن ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: چهارشنبه 21 مرداد 1405 ساعت: 2:24

3111



ساعت هفت اومدم خونه و بعد از مدتها گفتم یه دستی به سر و گوش این بیچاره بکشم. دستام درد گرفت . دوباره می‌خوام برم کلاس. توی جنگ ۴ جلسه کلاس تنبک رفتم. خوب بود اما دوست دارم با مربی خانم بردارم . واسه هنگدرام که قطعا اصلا کلاس نمی‌رم . حداقل تا جایی که من دیدم و رفتم نزدیک ما اصلا هیچ کدوم مربی تخصصی نیستن. واسه نیم ساعت در هفته خداتومن بدم. که خودم بیام تو خونه تمرین کنم عاخه. باید یه تایم خالی گیربیارم‌توی خونه تمرین کنم هرشب.

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 15:29

3112



چون ناهار خوبی نخوردم و این همه روز بچه ی خوبی بودم واسه خودم تیرامیسو درست کردم و الان طاقت ندارم تا صبر کنم توی یخچال بمونه تا آماده شه هعی میرم ناخنک میزنم. چند وقت پیش این دسری که توی اینستا وایرال شده بود رو درست کردم زیاد پسندم نبود. ترکیب موز+ شیر+ ژله ی موزی + بیسکوییت مادر. خوب بود اما تیرامیسو یه چیز دیگه است من عاشقشم. + این پرامپت رو خیلی میپسندم هعی عکسامو میدم چت چی پی تی اینجوری کنه واسم .

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 15:29

3114



خب خداروشکر سفر مامانم لغو شد! اصلا شرایط مناسبی برای تفریح و سفر زنونه نیست که میخواست با زندایی و دختردایی هام برن خوشگذرونی! البته بد هم نبود یه هفته بره قراربود امروز ظهر بره و منم سیگار کاوالو انبه ای آماده کرده بودم ببرم خونه. ولی بودنش بهتره. خیالم راحت تره. اون موقع که جنگ شده بود مامانم نزدیک به دو ماه نبود ، خاله‌ام عمل قلب باز داشت با شرایطی که دکترا احتمالا زنده بودن کمی داده بودن، رفته بود شهر اون!دقیقا توی بدترین شرایط مامانم نبود ! وای

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: يکشنبه 4 مرداد 1405 ساعت: 15:29

با تشکر از دوست قشنگم، نسیم عزیزم که همیشه سلیقه اش توی سریال بیسته من Gilmore Girls

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:06

هر وقت توی وبلاگ های بروز شده ی بلاگفا میگردم ، چیزی که باعث میشه یه وب رو دنبال کنم ، داشتن تم ساده اس،

و عنوان های کوتاه ، و آرشیو طولانی :) .

امشب خوابم نمیبره.

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: يکشنبه 31 تير 1403 ساعت: 12:06

متاسفانه امروز زود بیدار شدم اما نتونستم برم کتابخونه چون باید میومدم مغازه ریموت رو میدادم به فروشنده.

و خودم هم اومدم کارگاه و خوابیدم دو ساعت و البته خیلی خواب های بدی دیدم.

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 3:55

دارم سعی میکنم از لحظه هام لذت ببرم

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 3:55

خب شبایی که دیروقت شام میخورم و مخصوصا پلووووو صبح نمی تونم اصلا از جام بلند شمادامه مطلب

برچسب: نویسنده: امیر نظری تاريخ: جمعه 31 فروردين 1403 ساعت: 3:55

صفحه بندی