احتمال زیاد تا ۲۷ٱم بیام سرکار. قنادی داره جمع میشه. دیگه این آخریا انگار روی شونه های من بود و دست تنها همه ی کارا رو هندل میکردم ، من گفتم با آغاز کلاسام نمیتونم دیگه با این حجم کار ادامه بدم ، البته که حقوقمم واقعا زیاد نبود ، از اسفند تا حالا که چسمثقال هم نتونستم پسانداز کنم ( دروغ نباشه فقط یه النگو سفارشم ) . چون صاب کارم دوتا صنف دستشه بابت همین میخواد جمع کنه و بیشتر به اون بپردازه. خیلی وقته این قصد رو داره چون وضعیت بازارهای صنف قنادی افتضاحه اما حمال خری که من باشم همه کارا رو هندل میکرد بدون اینکه نیاز باشه به نیروی بیشتر حقوق بده. البته از حق نگذریم برای من هم منافعی داشت با وجود سختی هاش / ایامی که کلاسام مجازی بودن قطعا نمیتونستم با این شیوه ی همکاری جایی ادامه بدم. / از الان استرس اینو دارم که چه جوری قراره هندل کنم؟ اگه کلاسا مجازی بشه میتونم جایی پاره وقت مشغول بشم اما اگه نشه واقعا چه جوری باید خرجمو دربیارم؟ این اواخر پول تو حسابم نرسیده خرج میشد انقد همه چی گرونه. / البته خیلی برنامه ها دارم که سرکار نرفتم بهشون برسم کارایی که همیشه عقب انداختم، ۱- مرتب کردن بهارخواب و تبدیلش به گلخونه ۲- بافتن کیف و کلاه رافیا ۳- ثبت نام کلاس تنبک ۴- دیدن ویدیوهای دوره های مجازی که فقط سفارشم و به سرانجام نرسیدن ۵- کمک کردن به مامانم توی خونه تکونی ۶- پیش بردن یه برنامه ی جامع برای ساماندهی به دانش زبان انگلیسیم ۷- دیدن دوستام ۸- رفتن دکتر و انجام سونوگرافی پاها برای واریسم ۹- و خیلی چیزای دیگه که حتی بدون کار کردن هم انجام اینا با برنامه ی درسی این ترم خودش یه وزنه ی سنگینه .../ خیلی ذهنم آشفتهس و این آشفتگی به جسمم منتقل شده. خوابم کیفیت نداره صورتم جوش زده و پوستم بهم ریخته ، خوب نشدن مامان و هندل کردن کارای خونه از یک طرف ، رفتن همسرصابکارم به مسافرت سه روزه و عروسی درست وقتی که میخوان مغازشونو جمع کنن و من باید بیستچاری اینجا باشم یک طرف دیگه. صرفا جهت اورثینک نکردن نوشتم.
برچسب:
نویسنده: امیر نظری