نه این ابرا دیگه میبارن نه من ...
رفته خورشید این روزا بیدارم شبم...
انگار شعر تتلو باشه .
حوصله ندارم. معدم درد میکنه با هیچی خوب نمیشه. نمیدونم این اسید معده چی میخواد از جونم.
دیشب و امشب شبکار بودم...
همین امشب به این آهنگ سارن نیاز داشتم.
نیم ساعتی اینستاگرام چرخیدم. مه.ناز دوباره ریکوئست داده انگار که با هر ریکوئستی که سالی یه بار میده میخواد گذشته ی تلخمو یادم بیاره. حواسم نبود دستم خورد روی استوری امیر شتابان اومدم بیرون اصلا ندیدم چی بود منتها همین که ببینه من سین کردم خوشم نمیاد همینجوری زنش برام حرف درآورده. چرا آدما دست از سرم برنمیدارن. از همه متنفرم از خودم بیشتر.
شاید دو سه روز مرخصی بگیرم برم تهران پیش دیانا . خسته ام . دارم گریه میکنم . دروغ گفتم که دیگه هیچی اشک منو در نمیاره. کاش از این کار دربیام تا دیگه تو رو نبینم.
دوباره همه جای بدنم مثل هرماه جوش زده و میخاره انگار که پشه منو خورده اما اثری از حشره نیست بلکه توی طول روز اینجوری میشه. این سومین بار توی این تابستون . شاید چهارمین بار. چرا درد توی بدنم از نقطه ای به نقطه ی دیگه منتقل میشه و تمومی نداره؟ میخوام یه روز بدون درد جسمی و روحی باشم. یه روز مثبت خالص باشم. کاش ۱۵ سالم بود .... کاش حداقل ۱۸ سالم بود.. بابام بود. من دختر خوبی بودم...
به جون تو خونه دلم. تو یه دیوار بلندی...
تو آواری تو مرگی...
تو نارفیقی ... تو نامردی ...
من هیچ وقت عاقل نبودم... تو دل شکستی و دل بستم...
تو هیچ وقت عاشق نبودی ... من از تو نه از خودم خستم...
قلبم دردمیکنه نه درد نمیکنه حقیقتا اما یه جور وضع اسفباری داره. همش منتظر اون روزم که این راز تموم بشه که توهم دیگه نباشی من تنهای تنها باشم . خودم برای خودم. برم اصلا یه جایی گم و گور شم...
من یه آدم پست و کثیف و بی ارزشم. خودم از خودم بدم میاد.
بابام کاش بود که بهش بگم ببخشید که انقد کصافط بودم همش سر سیگار کشیدنت غر میزدم هعی باهات بحث میکردم بیا اصلا باهم یه نخ بکشیم . بیا ببین دخترت لنگ یه ویپی پادی سیگاری چیزیه. اگه بودی من الان اینجا نبودم توی یه کصافط دیگه دست و پا میزدم مطمئن باش. حالا منه کصافطو ببین که میگم خوبه بهتر که نیستی...
خب معدم میسوزه نمیتونم بخوابم
برچسب:
نویسنده: امیر نظری